Wednesday, June 25

رقابت جالبي شده است رقابت �يلم هاي رسول ملاقلي پور و احمدرضا درويش...
خبر مي رسد كه هر دو �يلمساز به سختي مشغول ساخت يك كار جنگي تمام عيار با همه امكانات ممكن سينماي ايران هستند. از يك سو خبر مي رسد كه هزينه اي نزديك به پانصد ميليون تومان براي مزرعه پدري ملاقلي پور سرمايه گذاري شده است و از سوي ديگر يك دوست، هزينه دوئل درويش را رقمي در حدود دو برابر آنچه كه براي مزرعه پدري تخمين زده شده، عنوان مي كند. است�اده از پنج دوربين و حضور سعيد راد در دوئل را هم در كنار بازگشت ملاقلي پور به �رم روايتي س�ر به چزابه و لبته پختگي صحنه هاي جنگي قارچ سمي بگذاريد تا اوضاع دستتان بيايد. تنها ت�اوت دو كار اينجا است كه ملاقلي پور به سرعت كار را براي جشنواره آماده مي كند در حالي كه گويا دوئل تازه �يلمبرداري اش را در اس�ندماه به پايان مي برد.
اگر شما با شنيدن نام �يلم جنگي نجات سرباز رايان را به خاطر مي آوريد، براي من اوج صحنه هاي يك �يلم جنگي، دشمن پشت دروازه هاي ژان ژاك آنو است. كاري كه درويش و ملاقلي پور به طور همزمان مشغول انجامش هستند ممكن است يك دشمن پشت دروازه هاي دوم باشد. اين دو �يلم مي توانند ثابت كنند كه هزينه و امكانات چقدر مرز ميان سينماي ما و سينماي آمريكا را مي شكند... خصوصا در اين ژانر كه چيزي به نام محدوديت هم وجود ندارد.

Wednesday, December 25


گزارش ه�تگي سينماي جهان
واي از اين تماشاگران عام آمريكايي...

بر پرده نقره اي
درباره پايين بودن سطح سليقه عمومي تماشاگران عام آمريكايي بارها نوشته ام اما شاهكاري كه در اين سه روز، اين سينماروهاي عزيز انجام داده اند، در سخن نمي گنجد. باورتان مي شود اگر بگويم "گنگسترهاي نيويورك" مارتين اسكورسيزي در آخر ه�ته اي كه گذشت، تنها 9.1 ميليون دلار �روخته است و با اين �روش در جاي چهارم جدول �روش ه�تگي جاي گر�ته است؟ درباره سينمايي كه تماشاگرانش، ديدن يك �يلم پاپ كورني از هيوگرانت و ساندرا بولاك را به ديدن �يلمي از مارتين اسكورسيزي ترجيح مي دهند، چه مي توان گ�ت؟ ابرت درباره �يلم نوشته است: "يك �يلم خيلي خوب اما نه يك شاهكار." و نو پيرس در يادداشتش در بي بي سي از دو عبارت "قابل ستايش" و "مبهوت كننده" براي توصي� �يلم است�اده كرده است.
"ارباب حلقه ها: دو برج" اما، صدرنشين جدول �روش اين ه�ته آمريكا است. 61.5 ميليون دلار در سه روز آخر ه�ته، به همراه �روش دو روز آغازين اكران كه از چهارشنبه آغاز شده بود، مجموع �روش دومين بخش از سه گانه ارباب حلقه ها را به 101.5 ميليون دلار رساند. �روشي كه نسبت به ا�تتاحيه قسمت نخست، 33 درصد ا�زايش نشان مي دهد. ضمن اينكه �يلم ركورد بهترين �روش در يك روز را هم، با 26 ميليون دلار از آن خود كرده است. �يلم پيتر جكسن كه در اين ه�ته نامزد دو گلدن گلاب بهترين �يلم درام و بهترين كارگرداني نيز شده است، همانند قسمت نخست بين منتقدين هم �يلم محبوبي است. "يك �انتزي بزرگ" و "يك �يلم هولناك" القابي است كه نويسندگان شيكاگو تريبيون و آتلانتا ژورنال كانستيشن براي �يلم به كار برده اند.
اين ه�ته معجون حاصل از كنار هم قرار گر�تن هيو گرانت و ساندرا بولاك، در حدود 14 ميليون دلار كاركرد داشته است. 14.4 ميليون دلار حاصل �روش اين كمدي آمريكايي است كه مارك كارو آن را يك �يلم "�رمول وار" مي نامد. "خدمتكار منهتن" خانم لوپز كه ه�ته پيش صدرنشين جدول بود، پس از "توجه دو ه�ته اي" با 11 ميليون دلار �روش سوم است و انيميشن تازه پارامونت با �روشي 6 ميليون دلاري، در جاي ششم قرار دارد.

... و آنها كه خواهند آمد
�ردا با اكران دو �يلم "اگر مي توني منو بگير" به كارگرداني استيون اسپيلبرگ و "پينوكيو" به كارگرداني روبرتو بنيني، پرونده اكران هاي گسترده سال 2002 بسته مي شود. البته پس از روز چهارشنبه، 9 �يلم كه اغلب روياي اسكار را در سر مي پرورانند، يك به يك و به صورت محدود در چند سينما از شهرهاي مختل� - و البته اغلب لس آنجلس و نيويورك - آمريكا بر پرده مي روند تا شانس حضور در رقابت اصلي آكادمي را از دست ندهند.
"شيكاگو" كه با 8 نامزدي گلدن گلاب، در صدر خبرهاي اين چند روز است يكي از اين �يلم ها است. "مكس" كه روايت دوران جواني آدول� هيتلر با بازي جان كيوزاك است، "نيكلاس نيكلبي" كه برگرداني تازه از رمان معرو� چارلز ديكتز است، "پيانيست" اثر تحسين شده رومن پولانسكي، "ساني" نخستين تجربه كارگرداني نيكلاس كيج و "ساعات" كه اين يكي هم كانديد 7 گلدن گلاب است، �يلم هايي هستند كه از روز جمعه به صورت محدود نمايششان آغاز مي شود. يك �يلم به كارگرداني جرج كلوني و با بازي خودش، سام استاكول، جوليا رابرتز و درو باريمور و دو �يلم نه چندان با اهميت نيز، �يلم هايي هستند كه دوشنبه و سه شنبه آينده بر پرده سينماهاي آمريكا خواهند ر�ت. اما درباره دو اكران گسترده...
"اگر مي توني منو بگير" با بازي لئوناردو دي كاپريو و تام هنكس و با كارگرداني استيون اسپيلبرگ شايد مهمترين خطر پيش روي "ارباب حلقه ها: دو برج" باشد. هديه كريسمس اسپيلبرگ يك محصول واقعي از دريم وركز و حاصلي از معناي واقعي اين كلمه يعني "روياسازي" است. جني�ر گارنر، كريستو�ر واكن و مارتين شين ديگر بازيگران اين �يلم اسپيلبرگ هستند و �يلمنامه را ج� ناتانسون نوشته است.
"پينوكيو" هم شگ�تي امسال سينماي ايتاليا است. �روش خيره كننده �يلم در ايتاليا به همراه پيش زمينه ذهني حاصل از �يلم "زندگي زيباست" مي تواند �روش معقولي را براي "پينوكيو" رقم بزند.

Tuesday, December 24

با اين كه مسئول روزشمار جشنواره حيات هستم اما اين نوشته ها را هر روز هم نمي نويسم و البته بابت اين موضوع خيلي هم خوشحال هستم. نتيجه اخلاقي اين ماجرا اين است كه نمي توان اين يادداشت ها را به شكلي دنباله دار در اينجا آورد. بنابراين درباره هر �يلمي كه بنويسم و هر يادداشتي كه در اين ستون كار من باشد در اينجا نقل خواهد شد. البته اين تغيير هم كاملا موقتي است چون تا چند روز ديگر اينجا يك تكان اساسي خواهد خورد...

تا جشنواره بيست و يكم �جر
روز شمار جشنواره براي حيات نو

�يلم هاي در راه؛ "س�ر مردان خاكستري" و "تهران ساعت 7 صبح"
از نكات جالب جشنواره امسال حضور �يلمسازاني است كه بيش از يك �يلم آماده نمايش دارند. "س�ر مردان خاكستري" و "تهران ساعت 7 صبح" دو �يلمي است كه امير شهاب رضويان ساخته است. "س�ر مردان خاكستري" پيش از اين چندين نمايش خصوصي نامو�ق داشته است و "تهران ساعت 7 صبح" اين روزها مراحل �ني اش را طي مي كند. پذيرش اين دو �يلم كه گويا از جمله �يلم هاي جايزه ويژه �يلم هاي هنري نيز تلقي مي شوند، واكنش هاي مت�اوتي ا در پي خواهد داشت.

Monday, December 23


يك �صل عاشقانه از "در نخستين نگاه". هماني كه ديشب درباره اش نوشتم.
�يلم و �يلمنامه و اين ترجمه لعنتي را كه چند وقتي گر�تارم كرده بود، عجيب دوست دارم. دلايل اين دوست داشتن بماند براي بعد. شايد وقتي ديگر...

15. ساختمان آتش نشاني/ شب/ داخلي
امي و ويرژيل خندان مي دوند... ويرژيل راهش را به وسط سالن باز مي كند.. امي در را پشت سرشان مي بندد... ويرژيل جايي مي ايستد كه نور مهتاب، از پنجره بالايي بر زمين ا�تاده است... قطرات باران، اين نور را موج دار، بر ويرژيل مي تابانند... سالن كاملا خالي است...
امي: نمي تونم تصور كنم كه چقدر سريع بارون گر�ت...
نگاهي به ويرژيل مي كند.. او سرش را به طر� سق� بلند كرده است...
امي: ويرژيل؟
سر ويرژيل به سمت او مي چرخد...
ويرژيل: تو بارون را دوست داري؟... من عاشق بارونم...
امي به سمت ويرژيل مي رود...
امي: تو اونجا داشتي چي كار مي كردي؟
ويرژيل به آرامي سرش را به اطرا� مي چرخاند... در حال ادراك پيرامون خود...
ويرژيل: داشتم گوش مي كردم... بارون... اون به همه چي زندگي مي ده... اين سالن را زنده مي كنه... جايي رو كه من نمي تونم ببينم...
ما به آرامي روي اشياء سالن حركت مي كنيم... ويرژيل مي گويد چه مي شنود...
ويرژيل: تو اون رو مي شنوي؟... روي سق�... مي چكه پايين... رو ديوارها... همه طر�... سمت راست... رو ناودون... انگار داره با يه صداي عميق و ثابت طبل مي زنه... مثل صداي تومبا... تو تمام سالن منعكس مي شه... اينجا سالن بزرگ و بازيه، نه؟... مي توني احساسش كني؟... توي سينه ات... سمت چپ... بارون مي گه كه...
ويرژيل لحظه اي گوش مي دهد...
ويرژيل: ...يك خروجي اضطراري اونجاست... اون با ريتم خودش داره مي گه... دوباره گوش كن... اونجا...
ويرژيل با دست، به سمتي اشاره مي كند...
ويرژيل: اون چيه؟... اون طر�...
امي: اون شبيه...
ويرژيل: نه... بهش گوش كن... نه اينكه شبيه چيه... چي به نظرت مي ياد؟

امي به ويرژيل نزديك مي شود... ويرژيل دستانش را روي شانه هاي امي مي گذارد و او را به سمت صدا مي چرخاند...
ويرژيل: حالا �قط به اون گوش كن... غير از صدايي كه مي شنوي، به هيچ چيز ديگه �كر نكن...
امي به خود �شار مي آورد كه گوش كند... چشمانش را مي بندد... بي اراده سرش را مي چرخاند... ولي نه هماهنگ با ويرژيل...
امي: آره... اونجاست... خيلي نرم... عين يه روشني كوچيك...
ويرژيل: باد، بارون رو به پنجره ها مي زنه...
امي: [با لبخند] شبيه يه سنج... مثل سم�وني تصادمي خودمونه... اين طور نيست؟
ويرژيل: دنيا واسه من نامرئيه... با لمس كردن، زنده اش مي كنم... ولي تو هر لحظه يه چيز رو... وقتي بارون مي ياد اونوقت مي تونم همه چيز رو با هم حس كنم... بعضي وقت ها آرزو مي كنم كه كاش هميشه بارون مي اومد...

امي با خود نجوا مي كند...
امي: اين �ولونگ...
ويرژيل: چي؟
امي: اين �ولونگ... يه دوره از درس معماريه... معنيش اشتراك تو �ضاهاي خاليه... خيلي طول كشيد تا بتونم حسش كنم...

آنها ايستاده به صداي باران گوش مي دهند... آواي اين موسيقي، آنها را همراهي مي كند... امي به ويرژيل مي نگرد... شي�ته او شده است... لحظه اي مي لرزد...
ويرژيل: تو سردته... بايد بريم...
امي: نه، من خوبم... جدي مي گم... انگار يه چيزي ازم گذشت... نمي تونم برات توضيح بدم... يه چيز خوب...

امي به ويرژيل لبخند مي زند... �ورا به ياد مي آورد او نمي تواند لبخندش را ببيند... به ويرژيل نزديك تر مي شود... دستهايش را بيرون آورده و دستان ويرژيل را مي گيرد...
امي: چيزهايي كه تا حالا بهم نشون دادي و احساسي كه الان دارم، باعث شد لبخند بزنم...
امي دستان ويرژيل را بلند مي كند... لحظه اي تامل مي كند و سپس آنها را بر دو سمت صورتش مي گذارد...
ويرژيل: الان مي تونم ببينمش... ممنون...
ما لحظه اي مكث مي كنيم... و از سم�وني باران لذت مي بريم...

Directed by Irwin Winkler / Screenplay by Steve Levitt / Based on the Story "To See and Not See" by Oliver Sacks

Sunday, December 22



محسن در يادداشتي در وبلاگش، درباره "ماه تلخ" رومن پولانسكي نوشته است و تلخي �ضايي كه بر �يلم حاكم است و البته خيلي پدربزرگانه نوشته است:
حالا مي �همم كه چرا هر چه سن آدم مي رود بالاتر، راحت تر سينماي پولانسكي را مي �همد...
من هم "ماه تلخ" را دوست دارم و شايد بهتر باشد بگويم اين �يلم را به همراه "ديوانه وار" و "بچه رزماري" مي پرستم اما در كنار اين تلخي، هنوز همان چند قطره اشك ملودرام اصيل را هم عاشقانه دوست دارم.
محسن... نمي دانم "در نخستين نگاه" را ديده اي يا نه، اما اگر نديده اي پيشنهاد مي كنم اين شاهكار اروين وينكلر را ببين و بعد اين گونه براي پير شدنت، مجلس عزا برپا كن.
اگر �ردا شب، حال و حوصله اش را داشتم، شايد يكي از همان �صل هاي عاشقانه �يلمنامه �يلم را در اينجا بگذارم. شايد...

Saturday, December 21

مطالب اين دو روز ستون جشنواره حيات را دوست عزيزم سام �رزانه نوشت. براي همين، مطالب دو روز اخير اين روزشمار را در اينجا نگذاشتم. اما حتما اين دو مطلب را بخوانيد كه اولي يادداشتي كامل درباره گاوخوني ا�خمي است و دومي درباره دو سه ايرادي كه مطلب اول دارد.
"حكايت آن �يلم خاكستري" را بخوانيد كه در اين روزهاي مخ�ي كردن اطلاعات �يلم ها در پشت ه�ت در، غنيمت است...
بعدالتحرير: در همان شماره روز شنبه مطلبي نوشته ام با نام بي برنامگي در سينماهاي تهران. چون ديگر خسته شدم از بس اكران بماني و كلاه قرمزي جابجا شد، ديگر در اين باره در اينجا نمي نويسم. لط�ا اگر به سرنوشت اين دو �يلم علاقه منديد، آن مطلب را بخوانيد.
بعدالتحرير2: امشب قرار بود تكلي� خانه اي روي آب روشن شود. شايد بالاخره طلسم بشكند و سينما عصرجديد پرده س�يد روي سردرش را با پارچه اعلان يك �يلم عوض كند.

Thursday, December 19

... و پنجمين مراسم جشن ا�تتاحيه كه من تازه امروز به اين �كر ا�تادم كه چرا اصلا بايد دولتي برگزار شود و چرا ما نبايد به معناي واقعي براي هر �يلم از جانب تهيه كننده اش مراسم ا�تتاحيه داشته باشيم.
به هر حال، كلاه قرمزي و سروناز را ديدم و كلي ياد بچگي كردم. كاراكتر كلاه قرمزي شايد يكي از تك نوستالژي هاي داشته ما باشد. امروز درصد خنده ما خيلي بيشتر از بچه هايي بود كه با كلاه قرمزي زندگي نكرده اند و دنيايشان را با ديجيمون ها تقسيم كرده اند. كلاه قرمزي و پسرخاله امشب با بخشي از كودكي مان، به ديدنمان آمدند و ما هم كلي با اين خاطره ها، خوش گذرانديم. ايرج طهماسب و حميد جبلي را به خاطر خلق همين يك كاراكتر خيلي دوست دارم. خيلي زياد...

Wednesday, December 18

از صبح چهارشنبه، كلاه قرمزي و سروناز در گروه سينماهاي آزاد و بماني مهرجويي در گروه عصرجديد بر پرده ر�تند. ضمنا امشب مراسم ا�تتاحيه �يلم كلاه قرمزي از طر� ارشاد در سينما �لسطين است. خيلي دوست دارم سرنوشت اكران كلاه قرمزي را بدانم. �كر مي كنم صحرا �يلم اين بار كمي در محاسباتش اشتباه كرده است...
45 روز تا جشنواره بيست و يكم �يلم �جر
روزشمار جشنواره براي حيات نو

بيست و يك سال پيش وقتي جشنواره �يلم �جر شكل گر�ت، شايد هد� اصلي اش را بر جهت دهي به حركت �رهنگي سينماي ايران بنا نهاده بود. شرط رسيدن �يلم به جشنواره براي نمايش عمومي در سينماها، كه سنجشي ناخواسته از وضعيت كلي سينماي هر سال با نمايش همه موجوديت سينماي يكساله بود، باعث شد تا جشنواره �جر به عنوان قطب سينمايي سالانه پذير�ته شود.
پس از دوم خرداد و با حاكم شدن وضعيت تازه �رهنگي، تغييراتي اساسي در ساختار چندين ساله جشنواره �جر به وجود آمد. وجه جشنواره بودن �جر، بيش از پيش شكل گر�ت و نقش جريان سازي و خط دهي اين جريان سينمايي، كم رنگ شد. برداشته شدن شرط نمايش در جشنواره براي نمايش عمومي و عدم نمايش تمامي موجودي سينماي يكسال، شايد بزرگترين اين تغييرات بود. انتخاب �يلم هاي خارجي – كه پيش از اين گويي سري ترين ات�اق سال كشور بود - به سردبيران نشريات تخصصي سينمايي محول شد و انتخاب �يلم هاي ايراني براي بخش مسابقه، به اهالي سينما سپرده شد.
جلسه مطبوعاتي دبير امسال جشنواره، شايد يكي از غا�لگيركننده ترين ات�اقات سينمايي سال بود. به طوري كه حجم بالاي تغييرات ساختاري در �جر را خيلي ها ن�هميدند و يا شايد چندان جدي نگر�تند. با اعلام اسامي هيئت انتخاب در اين روزها و تاكيد دوباره بر بخش هاي شكل گر�ته، مواردي مطرح مي شود كه در همان زمان جلسه مطبوعاتي، يك بار ديگر نيز در همين ص�حه درباره اش نوشته شده است. مواردي كه حالا و با نگاهي بازتر، نه تنها نمي تواند تغييراتي تازه تلقي شود بلكه نوعي بازگشت به گذشته به نظر مي رسد.
نمايش اكثر آثار متقاضي – يا همان رو كردن تمامي موجودي يكساله - در سه بخش مسابقه، مهمان و خارج از مسابقه، نه تنها تجربه تازه اي نيست بلكه يك بار ديگر عدم كارآيي اش در سال آغازين تغييرات ديده شده است. بخش مسابقه �يلم هاي اول هم، نام چندان ناآشنايي ندارد. اين بخش به اندازه سه چهارم از عمر جشنواره �جر قدمت دارد و ناكارآمدي اش دز اين سال هاي اخير، سبب حذ�ش از گردونه جشنواره شد. گر�ته شدن حق انتخاب �يلم ها از اهالي سينما و سپردن اين وظي�ه به مسئولان ارشاد، اگر با گر�ته شدن همين حق انتخاب در مورد �يلم هاي خارجي از سردبيران نشريات تخصصي سينمايي همراه باشد، مي تواند به نوعي ناسپاسي به كليت مجموعه سينمايي كشور تلقي شود. آيا توجيه داشتن جشنواره اي ال� – كه با مميزي �يلم هاي خارجي، ناممكن است - براي تمام اين تغييرات، كا�ي است؟
عملكرد جشنواره بيست و يكم �جر، پاسخ اين سوال را خواهد داد...
46 روز تا جشنواره بيست و يكم �يلم �جر
روز شمار جشنواره براي حيات نو

آغاز به كار هيئت انتخاب
محمود اربابي، جع�ر صانعي مقدم، محمد صلواتي، ناصر عنصري و كامران ملكي به عنوان اعضاي هيئت بازبيني و انتخاب جشنواره معر�ي شدند. اين هيئت از روز دوشنبه كار بازبيني �يلم هاي متقاضي حضور در جشنواره را آغاز كرده است و تا پيش از جشنواره، �يلم هاي بخش مسابقه سينماي ايران، مسابقه �يلم هاي اول، مسابقه سينماي مستند، مسابقه �يلم هاي كوتاه داستاني، بخش �يلم هاي مهمان و بخش خارج از مسابقه را انتخاب خواهند كرد.
درباره هيئت انتخاب و نحوه انتخاب �يلم ها �ردا بيشتر خواهيد خواند.

آخرين خبرها از سه �يلم در راه...
سه �يلم از مجموع �يلم هاي متقاضي حضور در جشنواره در استوديوي حوزه هنري آماده مي شوند.
"دوشيزه" محمد درمنش توسط بابك شكيبا�ريو صداگذاري و توسط محسن روشن ميكس شده است و آخرين مراحل �ني اش را طي مي كند.
"زير آواز باران" توسط منير تقديسي تدوين مي شود و گويا سرانجام پس از حر� و حديث هاي �راوان، �يلم رضا كريمي به جشنواره خواهد رسيد.
"انتظار" نيز صداگذاري اش توسط عباس رستگارپور در حال انجام است.

3+70 �يلم متقاضي حضور در جشنواره
يكي از �يلم هايي كه نامش در �هرست 70 �يلم متقاضي حضور در جشنواره نبود، "ملاقات با طوطي" تازه ترين ساخته عليرضا داودنژاد است. وقتي از حسن توكل نيا يكي از تهيه كنندگان �يلم، علت را جويا شديم او عنوان كرد كه �رم شركت در جشنواره را پر كرده است.
در اين رابطه با كامران ملكي مدير روابط عمومي جشنواره تماس گر�تيم كه او علت غيبت نام �يلم را، تاخير تهيه كننده در پركردن �رم عنوان كرد. ملكي همچنين گ�ت: "اگر دبير جشنواره علت تاخير را موجه تشخيص دهد مي توانيم �يلم را براي هيئت انتخاب نمايش دهيم." به گ�ته ملكي چند �يلم ديگر – به غير از "دوئل" - نيز در نام نويسي تاخير داشته اند كه بعيد نيست آنها هم به جشنواره برسند.
در هنگام تنظيم اين خبر �كسي از د�تر جشنواره به دستمان رسيد كه در آن تاكيد شده بود دليل تاخير سه �يلم را دبير جشنواره موجه تشخيص داده است و به اين ترتيب اين �يلم ها به جمع �يلم هاي متقاضي اضا�ه شده اند. اين �يلم ها بجز "ملاقات با طوطي"، "زمزمه بودا / نجات" ساخته حسين قاسمي جامي و "�راري" ساخته رضا جع�ري هستند. به اين ترتيب آمار �يلم هاي متقاضي شركت در جشنواره به 73 �يلم رسيد.

�يلم هاي در راه؛ ملاقات با طوطي
پس از ساخته دو �يلم "بهشت از آن تو" و "بچه هاي بد" كه اولي با استقبال اندك و دومي با جنجال هاي �راوان همراه بود، علي رضا داوودنژاد با تاخيري يك ساله ملاقات با طوطي را آغاز كرد، طرح داستاني اين �يلم را قدرت الله صلح ميرزايي نوشته است كه داوودنژاد در اولين كار وي، "شياد" مشاور �يلمنامه بود. "ملاقات با طوطي" كه در ابتدا "آينه هاي كرايه اي" نام داشت، داستان يك زن (مهتاب كرامتي) است كه براي نجات همسرش (محمدرضا �روتن) از مرگ تلاش مي كند.
ميترا حجار، ماهايا پطروسيان، مرجان شير محمدي، محمدرضا داوودنژاد، آ�رين عبيسي و داوود رشيدي، مهناز ا�شار و ايرج نوذري اي�اگران نقش هاي اصلي ديگر اين �يلم و تهيه كنندگان كار، حسن توكل نيا و علي رضا داوودنژاد هستند. �يلمبرداري "ملاقات با طوطي" را عليرضا زرين دست انجام داده است. تدوين كار بر عهده ايرج گل ا�شان است و همانند "بچه هاي بد" برنامه ريز و دستيار اول كارگردان �يلم نيز رضا داوودنژاد است.

با عوامل؛ حسن توكل نيا (تهيه كننده، مجري طرح و مدير توليد)
پس از "كاغذ بي خط" �عاليت ديگري انجام نداده ايد؟
مشغول سريال "دو راهه" به كارگرداني كيانوش عياري بوده ام كه اين مجموعه سال آينده از شبكه سوم سيما پخش خواهد شد. صحبت هايي نيز مبني بر ادامه اين مجموعه شده است كه هنوز چيزي مشخص نيست.
دليل انتخاب اين پروژه و همكاري با علي رضا داوودنژاد چه بود؟
به دليل شناخت از سوابق كاري ايشان. هميشه علاقه مند بودم كه با داوودنژاد در �يلمي همكاري داشته باشم كه اين امر در "ملاقات با طوطي" ميسر شد.
�يلم به جشنواره مي رسد؟
تلاش همه عوامل بر اين است تا �يلم براي نمايش در بيست و يكمين جشنواره �يلم �جر آماده شود.
درصد مو�قيت �يلم در جشنواره چقدر است؟
بايد صبر كرد و ديد.

Monday, December 16

اين ديوانه وار مطلب روي وبلاگ گذاشتن امشبم، شايد به خاطر مشغله هاي اين دو سه روزم باشد و كارهايي كه داشته ام اما مطمئنم كابوس هاي ذهني امشب، باعث اين آش�تگي ها نيز شده است.
تا به حال در روز كابوس ديده ايد؟... تا به حال شده كه عكس العمل تان را در برابر يك ات�اق پيش بيني كنيد و بعد از وقوع آن حادثه، قضيه اصلا به آن شكلي كه تصور مي كرديد، پيش نرود؟...
در قصلي از رمان من او نوشته رضا اميرخاني پس از آنكه علي بزرگترين خطاي زندگي اش را مقابل چشمان مهتاب مرتكب مي شود، در �صل او، يعني آن جا كه خود علي بايد بنويسد، نخست چند ص�حه خالي است و در �صل بعدي او، چندين ص�حه بازي با يك عبارت. دلم مي خواهد عبارت ديگري را جايگزين آن عبارت كنم و آن را هزار بار در اينجا بياورم اما همان جمله علي را مي نويسم... همان جمله او را.
پاري وقت ها انگشتر �يروزه را به انگشت دوم از دست راست مي زدم، انگشتر عقيق را به انگشت چهارم از دست چپ. شنيده بودم ثواب دارد. اثر هم داشت. پاري وقت ها انگشتر �يروزه را به انگشت سوم از دست راست مي زدم، انگشتر غقيق را به انگشت چهارم از دست چپ. شنيده بودم ثواب دارد. اثر هم داشت. پاري وقتها انگشتر �يروزه را به انگشت چهارم از دست راست مي زدم، انگشتر عقيق را به انگشت چهارم از دست چپ. شنيده بودم ثواب دارد. اثر هم داشت. پاري وقت ها انگشتر �يروزه را به انگشت چهارم از دست چپ مي زدم، انگشتر عقيق را به انگشت سوم از دست چپ. شنيده بودم ثواب دارد. اثر هم داشت. پاري وقت ها انگشتر �يروزه را به انگشت دوم از دست چپ مي زدم، انگشتر غقيق را به انگشت سوم از دست چپ. شنيده بودم ثواب دارد. اثر هم داشت. پاري وقت ها...
دامون در كامنت مطلب "بي همتا" چيزهايي نوشته كه خيلي هايش را خودم به خاطر ملاحظات روزنامه اي ننوشته بودم. دامون نوشته:

از شاهکارهای ديگر �يلم نگ�تی...
گذاشتن نقطه ای درخشان در کارنامه دو سه بازيگری که مي توانند دستکم خاطرهای خوش از بازي های خوب گذشته شان در ذهن ما داشته باشند...
�روش حيرت آور بيست ميليونی...
معر�ی پديده نوين سينمای ايران، عبدالکريم مالک؛ در نقش نويسنده، تهيه کننده و بازيگر...
و دست آخر آشنا کردن ما با شيوه های جديد تبليغاتی؛ با شعارهايی جذاب چون "زيبا بي همتا مي شود" و "با بی همتا بی همتا شويد"...


موا�ق نيستيد؟
گزارش ه�تگي سينماي جهان حيات نو
اكران غول ها يا گلادياتورهايي در جوراب شب كريسمس

بر پرده نقره اي

بعد از مدتها براي يك ه�ته، هر چهار �يلم تازه به نمايش درآمده توانستند مكان هاي اول تا چهارم جدول �روش ه�تگي را تصاحب كنند و به طور كلي �يلم هاي قبلي جدول را 4 رده پايين تر برانند.
خدمتكار منهتن يكي از تك �يلم هاي جني�ر لوپز است كه پس از مدتها توانسته بر صدر جدول تكيه زند. �يلم همان طور كه ه�ته پيش نوشتم يك خط داستاني كاملا �يلم�ارسي وار دارد و از بازي رال� �اينس هم سود مي برد. 19 ميليون دلار در 2838 سينما، حاصل �روش سه روز آخر ه�ته �يلم است. راجر ابرت پس از كمي سبك سنگين كردن در يادداشتش، �يلم را براي خودش لذت بخش دانسته است و جوانا كانرز از آتلانتا ژورنال كانستيشن، خدمتكار منهتن را نسخه اي دوباره از زن زيباي جوليا رابرتز ناميده است.
پيشتازان �ضا: الهه انتقام به شكل عجيبي با 250 هزار دلار اختلا� نسبت به صدر، در جاي دوم ايستاده است. اين در شرايطي است كه �يلم 127 سالن نمايش كمتر از خدمتكار منهتن دراختيار دارد. �يلم در برآيند نظر منتقدان بسيار بهتر از قسمت هاي قبل ارزيابي شده است اما به قول ابرت �يلم يك كپي از روي كپي از روي كپي است.
راه درام با 13 ميليون دلار �روش، �يلم سوم جدول است. يك �روش معقول به همراه جملات مثبت منتقدان در نوشته هايشان كه اغلب �يلم را بسيار سرگرم كننده و م�رح دانسته اند، مو�قيت خوبي براي اين محصول كم خرج �اكس و جناب چارلز استون در دومين تجربه كارگرداني اش است.
در جاي چهارم و پنجم جدول دختر پرشور و روزي ديگر بمير با اختلا� اندكي نزديك به ه�ت و نيم ميليون دلار ايستاده اند. دختر پرشور كه قاعدتا با حضور راب اشنايدر، جز �حش هاي مودبانه نصيب ديگري از منتقدان نبرده است و روزي ديگر بمير باند هم تبديل به مو�ق ترين قسمت اين مجموعه �يلم ها در سال هاي اخير شده است.
ششمين �يلم جدول هم هري پاتر و تالار اسرار است كه هنوز بيش از 3000 سينما را در اختيار خود دارد و اين ه�ته با يك �روش 6 ميليوني، مجموع �روشش را به رقم 222 ميليون دلار رساند. �علا هري در �روش جهاني مو�ق تر است...

... و آنها كه خواهند آمد
يك اكران ديوانه وار در آستانه كريسمس كه جز يك نبرد تن به تن و البته كاملا گلادياتوري نمي تواند لقب ديگري بگيرد. ارباب حلقه هاي 2، گنگسترهاي نيويورك اسكورسيزي يا يك رومانس كمدي از دو بازيگر مو�ق اين گونه يعني ساندرا بولاك و هيو گرانت؟
پاسخ آماري اين اكران، ارباب حلقه ها است. ارباب حلقه ها: دو برج دومين قسمت از حماسه سه قسمتي پيتر جكسن اين ه�ته نخستين �يلمي است كه بر پرده مي آيد. �يلم از �ردا با اكران در بيش از 3000 سينما نمايشش را آغاز مي كند و تحليل گران اقتصادي، از �روش اندكي پايين تر �يلم نسبت به قسمت قبل خبر مي دهند. پديد آورندگان ارباب حلقه ها: دو برج همان گروه قسمت نخست هستند و نيولاين هزينه اين جاه طلبي پيتر جكسن را تقبل كرده است.
درباره گنگسترهاي نيويورك حر� چنداني براي گ�تن باقي نمانده است. يكي از بزرگترين پروژه هاي هاليوود طي چند سال اخير كه محصول ميراماكس است و با حضور ستارگاني چون لئوناردو دي كاپريو، كامرون دياز، دانيل دي لوئيس و ليام نيسون و با حضور يكي از بزرگترين كارگردانان حال حاضر جهان يعني مارتين اسكورسيزي شكل گر�ته است. �يلمي كه براي اسكورسيزي، دي كاپريو و دي لوئيس مي تواند به نوعي يك بازگشت دوباره تلقي شود.
توجه دو ه�ته اي هم، همانطور كه گ�تم محصول كنار هم قرار گر�تن دو �وق ستاره محبوب مردمي است. ساندرا بولاك با كمدي هاي مو�ق اين چند ساله و همينطور هيو گرانت كه او نيز به دليل همين نوع �يلم ها بسيار طر�دار دارد. �يلم را مارك لارنس �يلمنامه نويس در نخستين تجربه كارگرداني اش ساخته است و برادران وارنر هم همچون هميشه پاي ثابت اين �يلم ها است.
اكران غول ها در ه�ته آينده روند �روش را مطمئنا به هم خواهد زد. رقابتي دوباره ميان هري پاتر و ارباب حلقه ها كه اين بار دو مهمان ناخوانده را نيز همراه بازي شان دارند.
47 روز تا جشنواره بيست و يكم �يلم �جر

نكته هايي درباره �هرست 70 �يلم حاضر در جشنواره
- آخرين �يلم عباس كيارستمي ده كه گ�ته مي شد براي نمايش عمومي در ايران بايد سي دقيقه اي كوتاه شود، از غايبان بزرگ جشنواره است. حضور نام كيارستمي شايد مي توانست كمي غيبت �يلمسازان قديمي تر سينماي ايران را جبران كند.
- حضور نام �يلم گاوخوني بهروز ا�خمي در �هرست �يلم هاي متقاضي، شايد قابل توجه ترين مورد اين �هرست باشد. �يلمي كه هنوز حتي �يلمبرداري اش آغاز نشده و با توجه به وسواس خاص ا�خمي در هنگام ساخت �يلم، به نظر نمي رسد �يلمبرداري �يلم حتي تا زمان جشنواره به پايان برسد.
- اگر سه �يلم گاهي به آسمان نگاه كن، �رش باد و دوران سركشي در جشنواره پذير�ته شوند، كمال تبريزي به يك ركورد دست نيا�تني مي رسد. �رش باد محصول روزهاي آغازين امسال است، گاهي به آسمان نگاه كن در همين چند روز �يلمبرداري اش را به پايان مي رساند و دوران سركشي عنوان مجموعه مو�ق تبريزي است كه گويا مو�قيت مجموعه، باعث تدوين يك نسخه سينمايي از كار شده است.
- در �هرست، اسامي برخي �يلم ها با آنچه از پيش ناميده مي شدند ت�اوت دارد. از جمله اين تغييرات مي توان به تغيير نام روياي تلخ نادر مقدس به روياي جواني، تغيير نام آقا ساخته اميد بهكار به سر نيستي و تغيير نام غبار اصغر �رهادي به عاشقي در غبار اشاره كرد. اين جدا از تغييراتي است كه پيش از اين در نام چند �يلم ات�اق ا�تاده بود. از جمله آن تغييرات هم مي توان به تغيير نام �يلم پيش از آنكه بگويم خداحا�ظ ساخته صدرا عبدالهي به بربادر�ته اشاره كرد. البته طبق نوشته اي كه براي مطبوعات �كس شده، اين نام هاي جديد هنوز به تاييد اداره كل نظارت و ارزشيابي نرسيده اند و ممكن است باز هم دچار تغيير شوند.
- تعدد �يلم هاي كارگردانان اول و تعدد �يلم هايي با مضمون يا ساختاري متكي بر طنز، از جمله ويژگي هاي �هرست �يلم هاي متقاضي است.
- در حالي كه در �هرست 70 �يلم، نام �يلم خاموشي دريا دومين كار بلند وحيد موسائيان به چشم مي خورد، اين �يلم براي اكران در سينماها، پروانه نمايش نيز گر�ته است.
- پيش از اين از زمانه به عنوان برنامه زمستاني سينماهاي تهران نام برده مي شد كه اين �يلم نيز �رم شركت در جشنواره را پر كرده است و به اين ترتيب احتمال اكران �يلم پيش از جشنواره از بين مي رود.
- نام برخي از �يلم هايي كه سال گذشته به جشنواره نرسيده بودند و يا در هيئت انتخاب رد شده بودند در �هرست منتشر شده به چشم مي خورد. در اين ميان يكي از نام هاي غايب، �يلم قلب هاي ناآرام به كارگرداني مجيد مظ�ري است كه با وجود عدم اكرانش در سال جاري، در جشنواره هم حاضر نيست.
از ديروز در ص�حه ادب و هنر حيات، يك ستون راه انداخته ايم كه در اصل روزشمار جشنواره �جر است و عنوان اولين ستون را نيز گذاشتيم: "48 روز تا جشنواره �يلم �جر".
مسئول اين ستون من هستم و احتمالا كاري كه مي خواهم بكنم چيزي شبيه همان كاري است كه سال گذشته در همين وبلاگ انجام دادم. يعني اخبار و حاشيه ها و معر�ي �يلم ها. اين ستون را هر شب در اينجا هم مي گذارم اما پيشنهاد مي دهم نسخه با عكس و البته – متاس�انه - pdf نوشته ها را بخوانيد كه حداقل از لحاظ بصري جذابتر است.

48 روز تا جشنواره بيست و يكم �يلم �جر
باز هم ماراتن جشنواره و استوديوهاي شلوغي كه قرار است آخرين مراحل �ني �يلم هاي پذير�ته شده را انجام دهند. باز هم پيش داوري ها و گمانه زني هايي كه از حالا آغاز شده و تا پايان روز بيست و دوم بهمن ماه ادامه خواهد داشت و باز هم بازي جذاب مرور يك سال توليد سينماي ايران.
با اعلام اسامي ه�تاد �يلم متقاضي شركت در بيست و يكمين جشنواره بين المللي �يلم �جر، حالا مي توان جدي تر به جشنواره نگاه كرد. معر�ي و مرور حواشي و عكس هاي آثار متقاضي و آخرين خبرها درباره اين رويداد را مي توانيد از امروز در اين ستون دنبال كنيد. شمارشي معكوس تا آغاز جشنواره...


اسامي �يلم هاي متقاضي براي حضور در جشنواره بيست و يكم
آبادان (ماني حقيقي)، آدمكها (علي قوي تن)، آواز در باران (يدالله صمدي)، آواي جبرئيل (سيروس رنجبر)، انتظار (محمد نوري زاد)، اينجا چراغي روشن است (سيدرضا ميركريمي)، اين زن حر� نميزند (احمد اميني)، بوتيك (حميد نعمت الله)، بر باد ر�ته (صدرا عبدالهي)، 21 اينچ (ابوذر ص�اريان)، پروانهها بدرقه ميكنند (محمد ابراهيم معيري)، پرنده از ق�س پريد (شهرام اسدي)، پسران مهتاب (مهدي ودادي)، تك درخت ها (سعيد ابراهيمي �ر)، توكيو بدون توق� (سعيد عالم زاده)، تهران ساعت ٧ صبح (اميرشهاب رضويان)، جايي ديگر (مهدي كرمپور)، جوجه اردك من (امير �يضي)، چتري براي كارگردان (پرويز شيخ طادي)، حضرت يوس� (ع) (بهروز يغمائيان، شهرام خوارزمي)، خاموشي دريا (وحيد موسائيان)، دخيل (داريوش ياري)، دنيا (منوچهر مصيري)، دوران سركشي (كمال تبريزي)، دوشيزه (محمد درمنش)، دو �رشته (محمدحقيقت)، دهقان �داكار (سيروس حسنپور)، ديوانهاي از ق�س پريد (احمدرضا معتمدي)، راي باز (مهدي نوربخش)، رقص با رويا (محمود كلاري)، روز كارنامه (مسعود كرامتي)، روياي جواني (نادر مقدس)، زمانه (حميدرضا صلاحمند)، زنداني ٧٠٧ (حبيب الله بهمني)، زير آواز باران (رضا كريمي)، زيستن (رضا سبحاني)، ساحت (حسين �هيمي)، ستارههاي سربي (مهدي ودادي)، سر نيستي (اميد بهكار)، س�ر مردان خاكستري (اميرشهاب رضويان)، س�ري اينچنين دراز (سپيده �ارسي)، شاه خاموش (همايون شهنواز)، شبهاي روشن (�رزاد موتمن)، صنوبر (مجتبي راعي)، صورتي (�ريدون جيراني)، عاشقي در غبار (اصغر �رهادي)، عروس خوشقدم (حبيبالله بهمني)، عشق �يلم (ابراهيم وحيدزاده)، علي و دني (وحيد نيكخواه آزاد)، �انوس سياه (مهدي معدنيان)، �رش باد (كمال تبريزي)، قابهاي خالي (سيدعليرضا حسيني موسوي)، قطعه زمستاني (�رهاد مهران�ر)، قناري (جواد اردكاني)، كودك شاعر (اميرقاسم راضي)، كولي (علي شاه حاتمي)، گاو خوني (بهروز ا�خمي)، گاهي به آسمان نگاه كن ( كمال تبريزي)، گل محمد (عبدالرسول گلبن حقيقي)، مردي از آسمان (جواد ارشاد)، مزرعه پدري (رسول ملاقليپور)، نامههاي باد (عليرضا اميني)، نبات داغ (محمدعلي آهنگر)، نغمه (ابوالقاسم طالبي)، ن�س عميق (پرويز شهبازي)، نورا (محمود شوليزاده)، واكنش پنجم (تهمينه ميلاني)، وقت چيدن گردوها (ايرج امامي)، يك روز معمولي (حسن �تحي)، يك روز، يك زندگي، يك مرد (جمشيد عندليبي).

Friday, December 13

به خبر قبلي درباره جايگزين خانه اي روي آب، كلاه قرمزي و سروناز را هم بي�زاييد. مثل اينكه احتمال اكران اين يكي از بماني هم بيشتر است. 3 ماه اكران بي رقيب - البته در يك �صل مرده اكران - شايد تجربه مو�قي از آب درآيد...
راهنماي �يلم روزهاي جمعه حيات نو

**** عالي *** خيلي خوب ** خوب
*متوسط ½ قابل ديدن o بي ارزش

بي همتا o
كارگردان: جهانگير جهانگيري
بازيگران: مجيد مظ�ري، زيبا برو�ه، محبوبه بيات و جع�ر دهقان

بي همتا كه طبق شنيده ها حاصل يك اقتباس از داستاني واقعي است، قصه يك خلبان و دخترش را تعري� مي كند كه طي يك تصاد�/ حادثه – همان عنصر اصلي و پيش برنده همه �يلم�ارسي ها – با زني جوان آشنا مي شوند. زن پرستار است و طلاق گر�ته و خلبان هم كه به پيشنهاد همه �اميل بايد زن بگيرد. ازدواج سر مي گيرد و همسر سابق زن از راه مي رسد. يك لمپن تمام عيار كه گويا از وسط يكي از �يلمهاي بيك ايمانوردي سر برآورده و آن قدر قلابي هست كه به راحتي از بيك ايمانوردي كتك هم بخورد. مزاحمتهاي مرد آغاز مي شود و زن كه در تمام �يلم تنها قرار است لباسهاي هر صحنه اش با صحنه بعد ت�اوت كند، هر بار �رار مي كند و به همسر خلبانش هم چيزي نمي گويد. خلبان عزيز مشكوك و زن از خانه رانده مي شود. در يك �لاش بك جانسوز، گذشته زن را مي بينيم و مي �هميم كه يكي از مشكلات واقعي قهرمان هاي سينماي ما، ساقي بودن است. زن براي انتقام به سراغ لمپن از همه جا بي خبر مي رود و در يك �صل شام خوردن – كه عجيب يادآور قرمز است – گاز خانه را باز مي گذارد و �رار مي كند. خانه من�جر مي شود و با يك عمليات غريب در تدوين، زن را در زندان مي يابيم. در حالي كه شما شوكه ايد كه مگر مي شود يك �يلم�ارسي پايان تلخ داشته باشد، ناگهان سر و كله همسر دوم لمپن پيدا مي شود و مي گويد كه در همان شب شام آخر، مرد را كشته است و اين نكته هم �راموش مي شود كه خانه اي من�جر شده است. در يك كات زوج خوشبخت و دختر مرد، در جاده شمال هستند و مرد به زن مي گويد از اين به بعد تو بايد براني. بعد هم در ميان بهت و حيرت شما �يلم تمام مي شود.
�كر مي كنم خواندن همين داستان مشروح جايي براي صحبت هاي ديگر نگذارد. بي همتا يك سوء ت�اهم بزرگ است. حاصل پيوند ناميمون �يلم�ارسي هاي به شدت مبتذل با برخي عناصر شكل دهنده �يلمهاي مو�ق سينماي بدنه اين چند سال كه البته نمي تواند ذات خود را آن چنان كه بايد پنهان كند. �اصله �يلم مجازات با بي همتا، تنها آزادي هاي بيشتر براي ابتذال بيشتر است.

Wednesday, December 11

از من نشنيده بگيريد اما اگر قضيه توقي� خانه اي روي آب ادامه پيدا كند، بماني مهرجويي جايگزين احتمالي خواهد بود.
يك نكته ديگر هم اين كه ابرار ه�تگي (شما بخوانيد مهر سابق با قيا�ه اي جديد) به سردبيري سيد علي مير�تاح منتشر شد...
در بخشي از ستون مدير مسئول مي خوانيد: ... و بر من خواهيد بخشيد اين جسارت را كه بگويم از همين شماره تا شماره هاي آينده انشاالله بهترين و مستقل ترين ه�ته نامه ايران براي ايراني ها خواهيم بود.
نكته: اين جمله آخري، عين تبليغات مجله سروش شد. ببخشيد...

Tuesday, December 10

امشب يكي از بامزه ترين شب هاي سينمايي عمرم بود. براي �يلمي كه دو سال، سالن نمايش گيرش نيامده بود و حالا هم در 3 روز نخست نمايشش در 2 سينما كمتر از دويست هزار تومان �روخته، مراسم ا�تتاحيه اي گر�ته بودند و آن چنان قربان صدقه هم مي ر�تند كه گويا بن هور ساخته اند. من كه واقعا داشتم شك مي كردم كه نكند اينجا سالن ديگري است و بحث بر سر �يلم ديگري است.
به هر حال "تو آزادي" امشب در چهارمين جشن ا�تتاحيه وزارت ارشاد با حضور شخص پزشك به نمايش درآمد و مجموع حاضرين در سالن، از كل ا�رادي كه در اين چند روز �يلم را ديده اند بيشتر مي نمود. هر چند كه سالن، نيمه پر هم بود.
"تو آزادي" يك �يلم كانوني احمقانه از همان سري �يلمهاي سينماي گلخانه اي و حمايتي دهه 60 است كه تنها مي تواند با كمك هاي هميشگي سينماي ما ساخته شود. يك كار كم رمق، كند و بدون اوج و �رود كه در حين نمايشش، تنها مي توان براي آدمهاي اين سينما تاس� خورد.
بعدالتحرير: كاش در سالن بوديد و نمايش مضحك اشك پسر يتيم و كارگردان دلسوز و مهربان را مي ديديد. تنها به يك پيش پرده خوان لاله زاري براي تبليغ اين صحنه ها احتياج بود كه خوشبختانه دوستان �كر اين را هم كرده بودند و يك مجري بانمك، اي�اي اين نقش را برعهده داشت. اين مراسم ابتدايي از �يلم خيلي جالب تر بود. خيلي...

Monday, December 9

ص�حه امروز حيات از اون ص�حه هايي شد كه خيلي دوستش دارم. يه نگاه به عكس بالاي ص�حه بندازيد تا متوجه منظورم شويد...
نكته: لينك به �ايل pdf است.
گزارش ه�تگي سينماي جهان حيات نو
�روش هاي پايين و... همه چيز در خدمت اسكار

بر پرده نقره اي

يك آخر ه�ته نه چندان خوب. اين تنها جمله اي است كه مي توان براي �روش �يلمهاي اين ه�ته كارخانه روياسازي به كار برد. پس از شكست تمام عيار "سياره گنج" انيميشن تازه والت ديزني در ه�ته گذشته، اين ه�ته دنباله كمدي مو�ق سال 99 دنيرو و كريستال يعني "آن را تحليل كن" با 11.3 ميليون دلار �روش، �قط توانست در جاي دوم جدول بنشيند.
"گويا هارولد راميس تمام ايده هاي خنده دارش را در همان قسمت نخست خرج كرده بوده..." اين نظر منتقداني است كه �يلم را بسيار بي اثرتر از "اين را تحليل كن" ارزيابي كرده اند.
در بالاي جدول بازي جيمزباند و هري پاتر ادامه دارد. پس از اينكه ه�ته گذشته هري صدر جدول را از باند پس گر�ت، اين ه�ته دوباره مامور 007 توانست جايگاه اول را اشغال كند و پسرك جادوگر انگليسي را به مكان سوم ب�رستد. 13 ميليون دلار �روش براي "روزي ديگر بمير" مجموع �روش 3 ه�ته اش را به رقم 120 ميليون دلار رساند و �روش 10 ميليون دلاري هري پاتر جمع �روش چهار ه�ته اش را به 213.9. كارشناسان رقمي در حدود 275 تا 290 ميليون دلار را براي �روش داخلي "هري پاتر و تالار اسرار" تخمين زده اند. اين در حالي است كه قسمت نخست 317.6 ميليون دلار در داخل ايالات متحده و كانادا �روش داشته است. با اين شرايط ممكن است هري پاتر تازه، به رتبه پانزدهم جدول �روش تاريخ سينما برسد. اين را هم از ياد نبريد كه حكايت �روش جهاني، كمي با اين شرايط مت�اوت است.
در رتبه چهارم، ديگر تازه وارد اين ه�ته نشسته است. "امپراتوري" به كارگرداني �رانك ريس و بازي جان لگويزامو و دنيز ريچاردز با 6.3 ميليون دلار �روش در 867 سينما كه در مقابل تعداد سينماهاي �يلم هاي بالا، بسيار ناچيز است. �يلم قرار بوده يك درام حادثه اي باشد كه به نظر اكثر منتقدان، تنها، لحظه هايي از اين خواسته در �يلم ديده مي شود.
اين را هم اضا�ه كنم كه "برگردان" يا "اقتباس" كار تازه اسپايك جونز با نمايش در 7 سينماي نيويورك، لس آنجلس و تورنتو چهارصدهزار دلار �روخته است. �يلم ه�ته آينده در صد سينماي ديگر به نمايش در مي آيد و حدود يك ماه ديگر پخش جهاني اش آغاز خواهد شد. �علا كه همه چيز در خدمت اسكار است.

... و آنها كه خواهند آمد
اگر جمله پاياني بخش قبل، كمي بي ربط است در اينجا تكميلش مي كنم. اين ه�ته 4 �يلم به طور گسنرده و 6 �يلم به طور محدود پخش مي شوند كه اكران هاي محدود، همه براي رساندن �يلم به دايره انتخاب اسكار است. به اين 6 �يلم، نمايش �يلم هايي چون ارباب حلقه هاي دوم و كار تازه مارتين اسكورسيزي را در ه�ته آينده، بي�زاييد تا شرايط نمايش را كمي بيشتر لمس كنيد.
يك �يلم�ارسي تمام عيار، برگ برنده اين ه�ته هاليوود خواهد بود. خدمتكار يك هتل، عاشق مرد پولداري مي شود و مجبور است هويت واقعي اش را مخ�ي كند و خود را به دروغ، دختر يك خانواده اشرا�ي معر�ي كند. اين دروغ گويي اساس كمدي خدمتكار منهتن كار تازه وين وانگ هنگ كنگي است. جني�ر لوپز و رال� �اينس نقش هاي اصلي كار را اي�ا مي كنند و �يلمنامه را جان هيوز نويسنده كارهايي چون "تنها در خانه"، "101 سگ خالدار" و "�لابر" نوشته است. وين وانگ كارگردان كارهايي چون "هرجا غير از اينجا"، "جعبه چيني" و "مركز دنيا" بوده است.
درباره سه �يلم ديگر هم بايد گ�ت، "راه درام" داستان ورود يك درامر با استعداد هارلمي به كالجي آمريكايي/ آ�ريقايي است. يك كار كاملا سياه پوستانه به كارگرداني چارلز استون در دومين تجربه كارگرداني اش. "دختر پرشور" يك كمدي احمقانه به سبك The Animal با بازي راب اشنايدر است و درباره "پيشتازان �ضا: الهه انتقام" هم كه نيازي به توضيح نيست. تقطه مقابل "جنگ هاي ستاره اي" با داستاني معمولا پيش پا ا�تاده و در بسياري مواقع غير قابل تحمل.
اما اكران محدود كه اغلب، اسكاري ها را در بر مي گيرد... "درباره اشميت" با بازي جك نيكلسون كه از هم اكنون زمزمه نامزدي اين بازيگر محبوب آكادمي به گوش مي رسد. "اولين" (Evelyn) با بازي پيرس برازنان در نقش يك پدر ايرلندي به دنبال سه �رزند، كه اصولا هد�ي جز اسكار ندارد. "ر�قا" با بازي سيگورني ويور و آنتوني لاپاگليا، تريلري به نام Intacto با بازي ماكس �ون سيدو و "مورورن كالار" با بازي سامانتا مورتون كه يك درام زنانه است. "نمايش جيمي" هم يك كار دهه ه�تادي با كارگرداني و بازي �رانك والي است كه اتان هاوك و كارلا گاگينو را همراه خود دارد.
با نمايش ارباب حلقه ها در تلويزيون، حالا ديگر خيلي ها در ايران هم منتظر نبرد خير و شر پيتر جكسون خواهند بود. علاوه بر صداهاي مهيبي كه از كوه موردور به گوش مي رسد، گنگسترهاي نيويورك هم در راهند. درباره اين دو �يلم ه�ته آينده خواهم نوشت. بگذاريد اين ه�ته همه چيز به ن�ع يك كمدي استوديويي، به نام "خدمتكار منهتن" تمام شود...

Saturday, December 7

تصور كنيد در ميان يك كانال بزرگ �اضلاب گير كرده ايد و كثا�ت آرام آرام در زير پايتان بالا مي آيد. بعد يك سري آدم در اين ميان شروع مي كنند به بستن - راه ها كه نه - روزنه هايي كه در اطرا�تان براي نجات باقي مانده...
حماقت هايي كه امروز در نمام اين شهر شلوغ و در كنارم به وقوع مي پيوست، حكايت آدم هاي اين گروه دوم بود.
دوستان اگر ما نخواهيم در كثا�ت ناخواسته شما غرق شويم، بايد كه را ببينيم؟
دو مطلب درباره ويكند حيات كه هر دو هم براي روز پنجشنبه است و حواس جمع من باعث شد به طور كلي �راموش شان كنم. يكي براي كاپوچينو است كه مي توانيد در اينجا ببينيدش و دومي را هم براي خود ويكند و شماره سالگرد نوشتم...

و كشتي به راه خود ادامه مي دهد يا
چگونه يادگر�تم ويكند را دوست داشته باشم و نامش را اندوخته نخوانم...


اول) اندوخته يا اند ه�ته يا آخر ه�ته يا ويكند
آخر دروغ چرا... در جايي كه چيزي به نام ويكند ماهيت خارجي ندارد، ويكندمان كجا بود؟ تازه وقتي بشنوي همين ويژه نامه دوساله شده، مي �همي كه بايد اين دروغ بزرگ را - كه يكي از دوستان تا قبل از تعويض لوگو، نام آن را هميشه و با جديت اندوخته مي خواند - جدي گر�ت و آن را خيلي هم دوست داشت.
دوم) هديه، اعتبار و [...]
هر وقت يك مجله قديمي سينمايي ويژه نامه اي قطور منتشر مي كند پيش خودم �كر مي كردم كه حالا چقدر خوش به حال مسئولان اين مجله است. از كلي آدم معرو� مطلب دارند و همه را هم هديه چند سالگي و چندمين شماره گر�ته اند و يك ريال هم از جيب مجله نر�ته است. بعد هم كلي از اين اعتبار خوشم مي آمد. حالا گويا نوبت ما است. در اين ويژه نامه دوسالگي بگوييد چه كسي ننوشته...
حالا اين مطالب با آن شرايط، به نظرتان چه كسي را خوشحال مي كند. من كه مي گويم [...]
سوم) و كشتي به راه خود ادامه مي دهد
ويكند بازمانده طو�اني است كه ساده نويسي را دوباره به مطبوعات كشور بازگرداند. اگر جهان �وتبال را – به سبب ورزشي بودن – از دايره انتخاب خارج كنيم، حالا تنها ويكند است كه دارد از آن نوع كار و آن شيوه قلم زني، است�اده درست و غير مبتذل و در بسياري موارد دوست داشتني مي كند. شك نكنيد كه كشتي به راه خود ادامه مي دهد.
چهارم) يك بك ساند درست و حسابي
چند �صل تولد خوب و درست در اين چند سال سينمايمان داريم كه بخواهم از آن ديالوگ يا مثالي را نقل كنم؟ هر چه �كر كردم به جايي نرسيدم. عجالتا در بك ساند اين نوشته ها، ترانه عاشقم من �يلم قرمز را با تصور آن چهره غريب محمدرضا �روتن و خونسردي ظاهري هديه تهراني و با صدا و نواي گيتار بابك اميني در آن تولد پس از آشتي داشته باشيد تا بعد.

Friday, December 6

�يلم هاي روي پرده تلخند. سياهند... و از اين سياهي، سياست زدگي يا شايد سياست محوري را بيش از هر چيز پيش چشم دارند.
دو روز بي خيال از همه جا با همسر ر�تيم سينما كه بخنديم اما �قط بدتر دردمان آمد و برگشتيم خانه. اين سياهي شايد به خاطر اكران يكباره چند �يلم با هم باشد و اصلا هم نشود نامش را يك جريان گذاشت اما باز هم هشدار دهنده است. جنس تلخي دو �يلم عزيزم من كوك نيستم و سيندرلا با جنس تلخي بوي گندم، عل�هاي هرز يا ياران خيلي �رق دارد. كاش يكي اين ت�اوت ها را ب�همد...
سينا مطلبي: ...به لط� قاضي مرتضوي، هرجايي كه روزنامه‌نگاران باشند، وكلا هم هستند. اصلا اين دو حر�ه چنان به هم پيوند خورده كه انگار بدون هم معنا ندارند. بهمن كشاورز، نعمت احمدي، سي�‌زاده، شيرين عبادي و ... كانون وكلا را به مجتمع گل‌ياس آورده بودند. سي�‌زاده تاسيس يك تشكل حقوقي را به عنوان كانون د�اع از حقوق بشر اعلام كرد. احتمالا هركسي كه از سوي اين كانون حمايت شود، درست مثل موكلان مطبوعاتي سي�‌زاده راهي زندان خواهد شد!
شده است كه يك كاري را انجام دهيد و از انجامش هم كلي كي� كنيد و بعد با هيچ عكس العمل يا خسته نباشيدي روبه رو نشويد؟...
در اين چند روز دقيقا چنين احساسي را دارم. �كر مي كنم آن كسي كه بايد، نوشته هايم را نمي بيند.
خيلي بد است. خيلي بد.
سيد رضا علوي (علي مير�تاح): هنوز هم که دارم اين يادداشت را می نويسم م�تون ترکيب خوش آهنگ و حيرت برانگيز «وب لاگ» هستم و باور کنيد نمی دانم چيست، به چه درد می خورد، چه شکلی است و...؟ گ�ت: «عنوان نقاش دلتنگ خيابان چهل و هشتم را کس ديگری برداشته و دارد ذيل آن برای خودش ص�ا می کند.» گ�تم: «م�ت چنگش.»...

Wednesday, December 4

نمي دانم مزه اين را چشيده ايد كه وقت ديدن يك �يلم دردتان بيايد؟
امروز وقتي سيندرلا را مي ديدم، چنين احساسي كردم. به معني واقعي كلمه در بعضي صحنه ها دردم گر�ت.
سيندرلا همه چيز هست و هيچ چيز نيست. آيينه تمام نماي جامعه سردرگم ايران كه مشخصا اگر در دستان خود حاتمي كيا قرار مي گر�ت - �ارغ از بهتر يا بدتر شدن - يك �يلم جنجالي تمام عيار مي شد.
تا آنجا كه الان حضور ذهن دارم سيندرلا يكي از تك �يلمهاي ايراني است كه مي توان موضوع و قالبشان را طنز سياه دانست.
بيژن بيرنگ و مسعود رسام در دومين گام سينمايي غير منتظره اند. خيلي غير منتظره تر از آن كه �كرش را بكنيد...

Monday, December 2

وقتي هوشنگ گلمكاني به شكل نص�ه و نيمه وبلاگر مي شود...
(خبر: سينا مطلبي ، بابك غ�وري آذر)
گزارش ه�تگي سينماي جهان روزهاي سه شنبه حيات نو
هري پاتر دوباره در صدر

بر پرده نقره اي

ه�ته گذشته از احتمال بازگشت هري پاتر به صدر جدول و درباره اين نكته كه ا�ت �روش اين قسمت همانند قسمت نخست نيست، نوشته بودم. در تعطيلات روز شكرگذاري، "هري پاتر و تالار اسرار" به صدر جدول بازگشت. با اختلا�ي حدودا يك ميليون دلاري با جيمز باند تازه كه ه�ته دوم اكرانش را پشت سر مي گذارد. بد نيست مسئولان ام جي ام ب�همند كه به جز حضور ستاره هاي رنگارنگ - و در اين �يلم خاص حضور هالي بري - كمي هم منطق داستاني و احترام به شعور مخاطب مهم است. به هر شكل، هري پاتر كه اين روزها نسخه هاي زيرنويس شده اش هم در اكثر مغازه هاي تهران موجود است، با 32.2 ميليون دلار �روش صدر جدول را كه براي يك ه�ته از دست داده بود پس گر�ت و در همين سه ه�ته مرز دويست ميليون دلار را گذراند. به نظر مي رسد جذابيتهاي بخش تازه آنقدر باشد كه �يلم در �روش جهاني هم بتواند بالاتر از قسمت نخست بايستد. �روش "روزي ديگر بمير" مامور 007 هم، 31 ميليون دلار است.
اما از اين دو �يلم كه بگذريم وضعيت �يلمهاي تازه در اين ه�ته چندان مطلوب نيست. اين �روشها آن قدر پايين است كه "بابانوئل 2" در پنجمين ه�ته نمايشش با 12 ميليون دلار �روش از مكان چهارم به مكان سوم صعود كرده است. "سياره گنج" انيميشن پراميد ديزني تنها به �روش 11.9 ميليون دلار دست يا�ته است. "هشت شب ديوانه آدام سندلر" 10.1، "سولاريس" 6.8 و "وس كريون تقديم مي كند: آنها" 5.7 ميليون دلار �روخته اند. وضعيت اين �روشها به گونه اي است كه در لابلاي نام آنها، نام كمدي آيس كيوب و "8 مايل" امي نم هم ديده مي شود.
درباره �يلمهاي تازه هم بايد گ�ت راجر ابرت دوباره سازي �يلمي از داستان معرو� جزيره گنج استيونسن را بي معني دانسته است. جيمي راسل در بي بي سي �يلم سندلر را انيميشني بي رحمانه لقب داده و باز بي بي سي درباره "آنها" نوشته است: با �اصله اي بسيار دور از ترسهايي كه ديرزماني، يك ساعت و نيم روي صندلي ميخكوبتان مي كرد.
درباره "سولاريس" اما وضعيت �رق مي كند. �يلم با استقبال اكثر منتقدان سودربرگ دوست مواجه شده است اما نظرهاي مخال� هم وجود دارد. "سولاريس" در اكثر نوشته ها دوست داشتني، درست و داراي يك نگاه پست مدرن توصي� شده است.

... و آنها كه خواهند آمد
دو �يلم به شكل گسترده و پنج �يلم به طور محدود اين ه�ته بر پرده سينماهاي آمريكا خواهند ر�ت.
"آن را تحليل كن" قسمت دوم �يلم پر�روش سال 1999 هارولد راميس، "اين را تحليل كن" است كه همانند قسمت نخست از بازي رابرت دنيرو، بيلي كريستال و ليزا كودرو برخوردار است و "امپراتوري" را �ران ريس ساخته است كه در كارنامه اش هچ �يلم ديگري به چشم نمي خورد. در "امپراتوري"، جان لگويزامو و دنيز ريچاردز بازي مي كنند و �يلمنامه كار را خود ريس نوشته است.
اما از اين دو �يلم اصلي مهمتر، اكران محدود "برگردان" كار تازه اسپايك جونز، بعد از �يلم نحسين شده "جان مالكويچ بودن" است. �يلم كه تنها در چند سينماي نيويرك و لس آنجلس نمايش داده مي شود �يلمنامه اي از چارلي كا�من �يلمنامه نويس همان "جان مالكويچ بودن" دارد و در آن نيكلاس كيج و مريل استريپ بازي مي كنند. ضمن اينكه يادآوري كنم "تخته سياه" سميرا مخملبا� اين هقته بار ديگر و به طور محدود در چند شهر ديگر آمريكا بر پرده خواهد ر�ت.
ديگر آرام آرام صداي پاي سواران سارون به گوش مي رسد و ارباب تاريكي، در پي حلقه اش از دو ه�ته ديگر پرده هاي نقره اي سينماهاي آمريكا را تسخير خواهد كرد. بايد ديد تا آن روز، هري مي تواند توشه لازم را براي اين رقابت دوباره آماده سازد يا نه؟

Sunday, December 1

اشتباه نيامده ايد... اينجا همان وبلاگ يادداشت هاي سينمايي است.
اين كه حر� گوش كرده ام و بالاخره رنگهاي ص�حه را تغيير دادم، خيلي هم ربطي به نوشته ها و گ�ته هاي قبلي دوستان و شما ندارد. امشب به يكباره احساس كردم نمي توانم آن ظاهر چندين ماهه را تحمل كنم و خلاص.
اين يك تغيير مقطعي است. �قط براي يك مدت كوتاه تا انشاالله اين سايت طلسم شده همزمان با سالگرد وبلاگ آماده شود.
آدم در هنگام عصبانيت كارهاي جالبي مي كند ها... نوشته پاييني را اگر بخوانيد منظورم را مي �هميد.
من تو را كوچك مي شمارم چون كوچكي در حيطه اي كه با ادعا در آن – چون ماده اسبي از گله رميده - مي تازي. كوچك انگاشتن تو، نه از روي چهره و تبعيدگاهت بل از مجموعه آثاري است كه در سالياني نه چندان پربار، از براي خود اندوخته اي.
مريد بودن - و نه مهره بودن - نه از كوچكي بل از دانايي اين نكته است كه حتي تا پايان دنيا هم بايد آموخت و �هميد. نه اينكه در غربتي بي غم نشست و حباب خود را كه نه، پيله خود را نديد و به ديگران نسبت داد و كلمات آنان را به عاريت كه نه، به اسارت گر�ت و با آنها طنازي كرد.

داستان نوشتن سخت است.
هنر است.
زندگي است.
... و آن كه زندگي اش را گندابي از حسرت و اندوه و كين و بد گماني �راگر�ته باشد، زندگي نمي كند. مردگي مي كند و يك مرده، نه داستان كه حتي سويي از نور را نمي تواند نقش كند.
اگر روزگاري مجبور باشم با �رهنگ لغات تو زندگي را بنگرم، مطمئن باش آن تعبد را به تبعيد خودخواسته – و نه ناخواسته – تو، ترجيح مي دهم.

اگر بر سبزي روحتان غبار اين كلمات نشست، عذر مي خواهم.
نمي توان سكوت كرد در برابر ناجمله هاي يك ناداستانگو...

Saturday, November 30

�كر مي كنم دليل همه نظرهاي ضد و نقيضي را كه درباره �يلم علي اثر مايكل مان در اين چند وقت مي شنيدم، �هميدم.
در اين چند وقت، چند بار �يلم به دستم رسيد اما آن را نديدم. نمايش �يلم در سالن كوچك اما �رصت خوبي بود. علي �يلم موسيقي و ا�كت است. تا به حال موسيقي و صدا در يك �يلم اينگونه جذبم نكرده بود. حتي در چند جا مطمئنم كه مان موسيقي صحنه را مي شنيده و پلان بندي ها را بر اساس همين موسيقي انجام داده است. مطمئنم كه تماشاي علي براي بار اول در ويدئو ن�رت انگيز خواهد بود اما آن حس ديدار اول بر پرده، تماشاگر نسخه ويديويي را سخت مجذوب خواهد كرد.
علي از آن گوهرهاي گرانبهاي سينماي اين چند سال است. اميرجان بابت توصيه ات براي ديدن �يلم يك دنيا ممنون...

Friday, November 29

نمي خواستم �علا درباره تهران شهر چيزي بنويسم اما چون سينا نوشته، ديگر چاره اي نيست. ببينيد اين دستپخت مشترك را كه من �قط به تزئينش رسيده ام و كار اصلي را ديگران كرده اند...
راهنماي �يلم جمعه حيات نو
**** عالي *** خيلي خوب ** خوب
*متوسط ½ قابل ديدن o بي ارزش

اثر خون o
Blood work
كارگردان: كلينت ايستوود
بازيگران: كلينت ايستوود، ج� دانيلز و آنجليكا هيوستون
تري كارآگاه بازنشسته ا� بي آي است. در روزهاي بازنشستگي و پس از عمل پيوند قلبي كه انجام داده، زني به نام گراسيلا براي پيدا كردن رد قاتل خواهرش به سراغ او مي آيد. تري ابتدا نمي پذيرد ولي وقتي مي �همد قلب درون سينه اش قلب همين خواهر كشته شده است، كار را مي پذيرد...
هيچ �رقي نمي كند كه شما كدام كار تازه ايستوود را ديده ايد. يك پيرمرد تنها را در نظر بگيريد كه قبلا براي خودش در حر�ه خودش آدم مهمي بوده است. توجه داشته باشيد كه نوع اين حر�ه تنها چيزي است كه در اين �يلم ها تغيير مي كند. اين پيرمرد ديگر نمي خواهد كار كند اما هر بار تحت شرايطي مجبور به بازگشت به محيطي مي شود كه ديگر چندان مساعد نيست. او هر بار مجبور است ابتدا خود را اثبات كند و بعد كار خواسته شده را به ثمر برساند. اين يعني شيوه �يلمسازي آقاي ايستوود در اين چند سال كه توصيه مي كنم اگر �يلم، غير از ايستوود هيچ چيز جذاب ديگري نداشت – همانند همين �يلم – اصلا به �كر تماشايش هم ني�تيد. ضرباهنگ كند، طرح داستاني بي رمق �يلمنامه برايان هلگلند كه برگردان رماني پر�روش است و بازي هاي بد بازيگران نقش هاي مكمل، از ديگر ويژگي هاي اثر تازه ايستوود است.

سلطه آتش **
Reign of fire
كارگردان: راب باومن
بازيگران: ماتيو مك كوناگي و كريستين بيل
انگليس. آينده اي نه چندان دور. زماني كه همه چيز با حضور اژدهايان غول پيكر پرنده رو به ويراني نهاده و مردم، گروه گروه زندگي مي كنند و يك قلعه را تنها جاي امن براي زندگي يا�ته اند. حضور چند آمريكايي اما، همه چيز را به هم مي ريزد و مبارزه با مهمانان ناخوانده در سلطه آتش آنان آغاز مي شود...
در اين چند سال اخير به طرز عجيبي حس و حال حركت روي قواعد ژانر براي استوديوها و �يلمسازان از بين ر�ته است اما امسال يكي دو جرقه كمي آن حس نوستالژيك را برگردانده... سلطه آتش يك علمي تخيلي با مايه هاي هارور است كه از قواعد ساب ژانر يا زيرگونه مبارزه با بيگانگان پيروي مي كند. راب باومن در طول كار كاملا ثابت مي كند كه بر اين قواعد مسلط است و نقاط اوج و �رود اين گونه را خوب مي شناسد. جلوه هاي بصري و صوتي بسيار پذير�تني و دكورهاي عظيم از جمله خصوصيات �يلمي است كه قرار است بيننده را مرعوب عظمتش كند. عظمتي كه حتي در نسخه هاي رنگ و رو ر�ته ما هم، هنوز از بين نر�ته است.
نكته: در يادداشتهاي پيشين نام �يلم را سلطنت آتش ترجمه كرده بودم كه پس از ديدن �يلم، �كر مي كنم سلطه آتش ترجمه درست تري باشد.

... و درباره يادداشت ه�ته گذشته
ه�ته گذشته در يادداشت �يلم "بالاي شهر پايين شهر" ساخته اكبر خامين، نام احمد طالبي نژاد منتقد قديمي را مطابق تيتراژ �يلم، به عنوان بازنويس �يلمنامه ذكر كرده بودم. در ابتداي ه�ته، آقاي طالبي نژاد يادداشتي را برايمان �رستادند كه به نوعي وقايع نگاري چگونگي قرارگيري نام ايشان در تيتراژ اين �يلم است. ضمن ذكر اين نكته كه دايره سياه جدول ارزشگذاري ه�ته گذشته از كنار نام "بالاي شهر پايين شهر" ا�تاده بود، متن كامل يادداشت آقاي طالبي نژاد را مي خوانيم:
در يادداشت كوتاهي كه روز جمعه اول آذرماه در آن روزنامه گروهي چاپ شده، نام من به عنوان بازنويس �يلمنامه "بالاي شهر پايين شهر" ذكر شده و نويسنده با تعجب از اين كه چنين خبطي را من مرتكب شده ام، در كارهاي گذشته من هم شك كرده اند، و البته حق هم دارند. توضيح مي دهم.
بله، من �يلمنامه اي به نام "بالاي شهر پايين شهر" را به س�ارش همكار قديمي ام در سينماي آزاد اص�هان – آقاي اكبر خامين - بازنويسي كردم و مقداري هم دستمزد گر�تم كه از اين بابت طلبكار نيستم. اما آن چه اكنون بر پرده سينماها ر�ته، حتي يك كلمه اش متعلق به من نيست و توسط يكي از حر�ه اي هاي سينماي ايران بازنويسي شده است كه از ذكر نام ايشان معذورم. نخستين بار �يلم را در جشن خانه سينما ديدم و همان جا برآش�تم و به كارگردان و تهيه كننده سابق �يلم – غلامرضا آزادي – زنگ زدم و اعتراض كردم و سپس خواهش، كه لط� كنند و نام بي مقدار من را از عنوان بندي نهايي �يلم حذ� كنند كه قول دادند عمل كنند اما ظاهرا به عهد خود و�ا نكرده اند.
به هر حال براي ثبت در تاريخ عرض مي كنم كه نام بنده به اشتباه در عنوان بندي اين �يلم آمده و من هيچ نقشي در شكل گيري اين �رآورده تصويري نداشته ام.
با تشكر
احمد طالبي نژاد
2 / 9 / 1381

Thursday, November 28

جادوي محض و به دور از ذوق زدگي هاي تكنيكي قسمت نخست. اين يعني همان چيزي كه يك اقتباس سينمايي از هري پاتر و تالار اسرار بايد داشته باشد.
درباره تجربه محشر ديدن �يلم بيشتر خواهم نوشت اما همين جا بگويم كه انتخاب آل�ونسو كواران مكزيكي شايد به غير قابل بخشش ترين اشتباه تاريخ سينما منجر شود...
بابك درباره كلاغ نوشته و چندان هم مثبت ننوشته... و نمي دانم قبلا نوشته ام يا نه كه كلاغ يكي از �يلم هايي است كه بسيار بسيار دوستش دارم.
شايد حر� دامون درست باشد و اين برگردد به بيضايي مورد علاقه بابك و بيضايي مورد علاقه من. بيضايي بابك، باشو مي سازد و بيضايي مورد علاقه من، كلاغ و سگ كشي.
حالا كه اين ها را مي نويسم چيزي دارد ذهنم را به خود مشغول مي كند. بازخواني چند �يلم قديمي از نگاه امروز. بحثي كه شايد مسائل گسترده تري را هم به دنبال داشته باشد. ماهنامه 30 نما مي تواند بهترين مكان باشد و انتخاب �يلم و ا�راد حاضرش هم... نمي دانم.
هر نظري كه داريد بنويسيد. شايد راهش انداختيم اين بخش تازه را.
در واكنش به مطلب حسين نوش آذر كه حالا ديگر در وبلاگش نيست...
چرا ادبيات ما جهاني نمي شود؟ / رضا شكراللهي در خوابگرد
در تهران بر� هم مي بارد / حسن محمودي در آدم و حوا
خبر تكميلي: مطلب دوباره در وبلاگ با شما نيستم قرار گر�ته است. همانجا مي توانيد بخوانيد...
يك يادآوري.
اگر در روزهاي نخستين راه اندازي سايت 30 نما، ماهنامه آن را نديده بوديد و بعدا هم به دليل برخي اشكالات �ني نتوانسته بوديد مطالب اين مجله را ببينيد، حالا همه چيز روبه راه است. جدول ارزشگذاري �يلم هاي نيمه اول سال و دو گ�تگو با منيژه حكمت و پگاه آهنگراني - كه بسيار هم اين گ�تگوها را دوست دارم - در پرونده زندان زنان، از جمله مطالب اين مجله بود كه مي توانيد در اينجا پيدايش كنيد.

Wednesday, November 27

"نيماي عزيز بازگشته است.
اگر مثل من هر روز به ديدن وبلاگش مي ر�تيد و تاريخ دوازدهم ژانويه را مي ديديد ونااميد باز مي گشتيد، بدانيد و آگاه باشيد كه او آمده.
كسي كه قلمش را بيشتر از همه بلاگرها دوست دارم.
كسي كه داستانهايش جادو مي كند.
كسي كه داستانهايش مرا درست به ميان �رهاد و سيميندخت مي برد.
كنار �رح و بيژن مي گذاردم و باز بيشتر از هميشه عاشقم مي كند.
نيما، ترانه هاي تنهاييش را خواهد خواند.
بياييد با هم به ديدنش برويم تا بداند كه �راموشش نكرده ايم."

اين نوشته ها براي اس�ند سال گذشته است. زماني كه نيما را از نزديك نديده بودم اما حالا هم �رقي نمي كند. امروز بايد دوباره تكرارش كنم. هر چند كه خودش مي گويد ديگر آن پسر كوچولو نيست و بزرگ شده اما من دلم مي خواهد هنوز از نوشته هاي نيما، بوي سطر سطر نوشته هاي محبوب مشتركمان را بشنوم. نيما چه شازده سايبرالسلطنه باشد و چه نويسنده آي تي در حيات اقتصادي و چه منتقد ادبي در حيات، براي من هماني است كه از روز اول بوده... نويسنده خوش ذوقي كه بسيار خوب مي نويسد. بخوانيد ترانه هاي تنهايي را كه حالا خيلي وقت است نام "ايستادن در مقابل باد" بر بلندايش حك شده است.
برگهايي از تاريخ سينماي ايران
- گوزنها
خبر تكميلي: گالري عكس...

Tuesday, November 26

مي خواستم با تكه انداختن و ادبيات تمسخر و دكتر جان گ�تن بنويسم اما نمي شود... باور كنيد كه نمي شود.
حسين نوش آذر از تهران، جهنمي را تصوير كرده كه نيست. هرگز نبوده است و هرگز نخواهد بود. نويسنده اي كه آن قدر از مردمش دور شده كه ت�اوت بين روزه و روضه را در نگارش نمي �همد، روزنامه نگاري كه گوشه گوشه يادداشتش بتي محمودي را يادآور مي شود و خزعبلاتي كه درباره ايرانمان بر قلم و زبان رانده است، ايراني نيست.
حسين نوش آذر... ما را در ميان اين قصه بازاري با حادثه هاي هر روز و امروزمان تنها بگذار و اروپا نشيني ات را ادامه بده. مي تواني همانند امير نادري بر بلنداي يك بلندي، �رياد هم بزني كه ايراني نيستي و وطني به نام ايران نداري. اگر البته به قدر نادري بزرگ باشي كه اين حر�ت براي كسي اهميت داشته باشد.
متاس�م...

Monday, November 25

چقدر دلم براي ديدن يك هارور سوسپانس اصيل تنگ شده بود. �يلمي در مايه هاي مقلد يا سكوت بره ها. متاس�انه هر چه هم كه مي آمد، از آن �رمولهاي اصيل و ظاهر محشر قالب ژانر �اصله گر�ته بود. اژدهاي سرخ همه اينها را با هم دارد و البته آشكارا دنباله – و در داستان، پشتوانه - سكوت بره هاي نازنين هم هست. ارزش كار تد تالي را تنها اگر روي �يلمنامه اقتباسي كار كرده باشيد، خواهيد دانست. به اينها بي�زاييد حضور اد نورتون در اين مجموعه را تا كمي در لذت ديدن اژدهاي سرخ شريك شويد. شكارچي انسان مايكل مان را - كه نسخه پيشين برداشت از همين رمان است- چند روزي است گر�ته ام تا ببينم اما هنوز نرسيده ام. آن چه اژدهاي سرخ كم دارد يك كارگردان استثنائي است. �كر مي كنم اگر مان اين دومي را مي ساخت حالا ديدن آن اولي لزومي نداشت... اصلا مگر هانيبالي غير از هاپكينز را هم مي شود تجسم كرد؟
نكته: اين نوشته كمي تا قسمتي با گويش عاشقان �يلم هاي سريال كيلري تحرير شد. اگر ارتباط منطقي بين جمله ها نيا�تيد به گيرنده هاي خود دست نزنيد. اشكال از �رستنده است...
گزارش ه�تگي سينماي جهان حيات نو
ترا�يك �يلم، ترا�يك �روش

بر پرده نقره اي

قهرمان قديمي آمريكايي در نخستين ه�ته نمايشش، جادوگر محبوب انگليسي را كنار زد و در رتبه اول جدول �روش ايستاد. ضمن اينكه �يلم، ركورد بهترين ا�تتاحيه يك �يلم جاسوسي را نيز از آن خود كرد. ركوردي كه متعلق به "دنيا كا�ي نيست" بخش ديگري از همين مجموعه �يلمهاي جيمز باند در سال 1999 بود.
"روزي ديگر بمير" كه براي چهارمين بار پيرس برازنان را در لباس باند دارد، در سه روز آخر ه�ته مو�ق شد با 47 ميليون دلار �روش در جاي نخست قرار گيرد. استقبال منتقدان هم از �يلم بد نبود. راجر ابرت در شيكاگو سان تايمز، بيشتر اسطوره شدن و �نا ناپذير بودن باند در �يلمهايش را ستود و النور رينگل گيلسپي در آتلانتا ژورنال كانستيشن، كار را خانوادگي تر و البته بسيار مت�اوت با نسخه هاي قبلي دانست. گويا لي تاماهوري به آنچه كه بايد، دست يا�ته است.
هري پاتر اما �يلم دوم جدول است. 42.4 ميليون دلار در اين سه روز و 148.5 ميليون دلار در مجموع ده روز، �روش "هري پاتر و تالار اسرار" است. �يلم اختلا� �روش اندكش با قسمت نخست را ح�ظ كرده است و اگر در اين آخر ه�ته كه روز شكرگذاري است بتواند همين درصد از ا�ت �روش را ح�ظ كند، شايد بتواند در مجموع از قسمت قبل بالاتر هم بايستد.
"بعد از جمعه بعدي" كمدي آيس كيوب، در ميان جنجال �يلمهاي بزرگ 13.1 ميليون دلار �روخته است. �يلم كه بخشي از چندگانه هاي كمدي آيس كيوب است، بالاتر از دو صدرنشين ه�ته هاي گذشته يعني "بابانوئل 2" و "8 مايل" ايستاده است. دو �يلمي كه به ترتيب 10.3 و 8.7 ميليون دلار �روخته اند و البته ا�ت �روش "8 مايل" بسيار زياد است. هر دو �يلم مجموع �روششان به نزديك صد رسيده و اين ه�ته وارد باشگاه صد ميليوني ها خواهند شد. باشگاهي كه با تعدد اعضا، ديگر چندان آن ابهت دوران گذشته را ندارد. "حلقه" هم كه ه�ته پيش وارد اين باشگاه شده بود، اين ه�ته با 7.6 ميليون دلار �روش در جاي ششم است.
ه�تمين رتبه جدول در اختيار ديگر تازه وارد اين ه�ته است. "باشگاه امپراتور" كه بيش از هر چيز با تحسين بازي كوين كلاين مواجه شده است، در 809 سينما �روشي حدودا 4 ميليوني داشته است. براي �يلم �يليپ ها�من اين رقم در اين تعداد سينما مي تواند يك برد تلقي شود.

... و آنها كه خواهند آمد

پنج �يلم مت�اوت در يك ه�ته و در كنار هم پر پرده خواهند آمد كه به نظر مي رسد در كنار هم، يكي از ه�ته هاي پر�روش هاليوود را رقم خواهند زد. انيميشن تازه ديزني در كنار �يلم علمي تخيلي استيون سودربرگ و انيميشن / زنده اي از كلمبيا پيكچرز، �يلمهاي پراميدتر هستند.
تركيب استيون سودربرگ كارگردان، جيمز كمرون تهيه كننده و جرج كلوني بازيگر براي بازسازي كتاب معرو�ي كه اولين بار آندري تاركو�سكي برگردانش كرده، به نظر چگونه مي رسد؟ "سولاريس" شايد يكي از پراميدترين �يلم هاي امسال چه براي گيشه و چه براي اسكار است. �يلمي 120 دقيقه اي با درجه PG-13 كه قاعدتا به �روش �يلم كمك خواهد كرد. بايد ديد سودربرگ در پرداخت موضوعات آسماني هم به اندازه زمين مو�ق است يا نه...
خالقين انيميشن هاي پر�روش و معرو�ي چون "هركول"، "علاءالدين" و "پري دريايي كوچك" در ششمين �يلم بلند انيميشن شان براي والت ديزني، "سياره گنج" را ساخته اند. كاري كه عكسهايش حكايت از تصويرسازي و حركاتي بسيار شبيه به "هركول"، پر�روش ترين �يلم اين زوج دارد. جان ماسكر و ران كلمنتس در اين اثر تازه از صداپيشگاني است�اده كرده اند كه تاكنون براي هيچ كاراكتر انيميشني صداسازي نكرده اند و البته در ميان اين صداپيشگان، نام اما تامپسون اين روزها كم كار هم ديده مي شود.
"هشت شب ديوانه آدام سندلر" هم از آن نامهاي عجيب است و البته تل�يق انيميشن / زنده �يلم، گويا از اين نام هم عجيب تر درآمده است. به هر حال نخستين تجربه كارگرداني ست كرسلي، به نظر بيشتر شبيه نوعي قدرت نمايي از آدام سندلر است تا كاري مستقل. سندلري كه هم بازيگر �يلم است و هم تهيه كننده و هم نويسنده.
دو �يلم ديگر هم اين ه�ته بر پرده خواهند ر�ت. اولي "وس كريون تقديم مي كند: آنها" نام دارد كه با مشاهده �هرست عوامل به نظر مي رسد �يلم هيچ ربطي به وس كريون هم ندارد و دومين �يلم، يك �يلم در �يلم تريلر اكشن با بازي دون ساوا و ر�يوس سيول است تحت عنوان Extreme Ops به كارگرداني كريستين داگاي كارگردان آثاري چون اسكنرها و هنر جنگ.
بايد ديد در اين ترا�يك �يلم، چه كسي برنده تعطيلات روز شكرگذاري خواهد بود. "روزي ديگر بمير"، "سولاريس"، "سياره گنج" يا "هري پاتر و تالار اسرار" كه مي تواند با ح�ظ همين ميزان �روش، رتبه نخست ه�ته قبلش را پس بگيرد.